نمیدانم چگونه شروع کنم چه بنویسم.
ما انسانها همه به طبیعت محتاجیم
از طبیعت سرچشمه میگیریم ودرسهای زندگیمان از طبیعت است.
حالا چراباید منابع طبیعی را که همه زندگی ما را در برگرفته به ورطه نابودی بکشانیم.
روز گذشته که برای تمرین و آموزش به یکی از غار های نزدیک شهرمان رفتیم چند غارنورد (به ظاهر) بعد از بیرون آمدن ما وارد غار شدند.
ما برای صرف نهار به چشمه ای که در نزدیکی غار بود رفتیم در آنجا چند درخت کهنسال است.و روستاییان آبخوری برای گوسفندان درست کردند .
ما مشغول مرتب کردن وسایل بودیم که این انسانهای متمدن هم رسیدن چراغ استیلن همراه خود را روی آبخوری باز کردند و تمام کاربید آن را در آنجا ریختند و رفتند
حالا این آبخوری خروجی آب ندارد که ما آن را تخلیه کنیم چوپانی هم در نزدیکی ما نبود که به او هشدار دهیم وضعیت گوسفندان زبان بسته ای که قرار است از این آب بخورند چه میشود؟ .
اگر کسی در منبع آب یک شهر مواد آلوده بریزد چه برخوری با آن شخص میشود
مردم همه اعتراض میکنند.
حالا اعتراض زبان بسته ها را به که باید کرد.
تا کی باید ما انسانها به طبیعت آسیب برسانیم و از خود متشکر باشیم؟؟؟؟؟
































